در تاریخ 1404/01/07، مرکز PHINMA-DLSU برای کسبوکار و جامعه، یک گفتگوی ناهار کاری بین شبکه پیمان جهانی سازمان ملل متحد فیلیپین (GCNP) و کالج کسبوکار رامون وی. دل روزاریو برگزار کرد. گفتگو زمینههای زیادی را پوشش داد — از یکپارچهسازی سخنرانی در دورههای ما، نوشتن مطالعات موردی، تا یک مشاهده مشترک که از آن زمان با من مانده است: شرکتهای فیلیپینی، بهویژه شرکت نوآفرین های کوچک و متوسط (SME)، که کارهای پایداری انجام میدهند ممکن است لزوماً با زبان معمول توسعه پایدار مطابقت نداشته باشند.
یکی از نکات بحث بر کاوش "پایداری از پایین به بالا" در میان شرکت نوآفرین های کوچک و متوسط از طریق دیدگاه مدیریتی فیلیپینی متمرکز بود. این ایده ساده است: بیشتر گفتمان فعلی پایداری ما بر چارچوبهای طراحیشده در ژنو، نیویورک یا بروکسل اجرا میشود. اهداف توسعه پایدار، با تمام جاهطلبیهایشان، معماری فکری اقتصاد توسعه غربی را حمل میکنند. حتی روشی که ما پایداری را شمارش و گزارش میکنیم — معیارها، ارزیابیهای ماهیت، استانداردهای GRI — نوعی زیرساخت نهادی را فرض میکند که بیشتر شرکت نوآفرین های کوچک و متوسط فیلیپینی به سادگی ندارند.
من قبلاً در مورد likas-kaya به عنوان واژه فیلیپینی برای پایداری که در ریشههای خود معنایی را حمل میکند که اصطلاح انگلیسی نمیتواند، تأمل کردهام. Likas به معنای طبیعی یا ذاتی است، همان ریشه kalikasan، خود طبیعت. Kaya به معنای توانا است. آنها را کنار هم بگذارید و چیزی شبیه "به طور طبیعی توانا" یا "حمایتشده توسط ظرفیت خود طبیعت" به دست میآورید. برخلاف "sustainability"، که از یک کلمه لاتین به معنای نگه داشتن مشتق شده است (اساساً یک استعاره مهندسی)، likas-kaya منبع ظرفیت پایداری را در طبیعت قرار میدهد نه در مدیریت انسانی. این یک تمایز پیش پا افتاده نیست. این یک نظریه متفاوت از اینکه توانایی از کجا میآید است.
این اصطلاح حداقل از سال 1989 وجود داشته است، زمانی که محققان در UP Los Baños برای اولین بار آن را در زمینه کشاورزی پایدار استفاده کردند. از آنجا پس از اجلاس زمین ریو به سیاست دولتی، به برنامه درسی DepEd، و اخیراً از طریق دکتر رامون سگیسموندو، محقق-متخصص، به گفتمان پایداری شرکتی منتقل شد.
با این حال، گفتگوی بینالمللی پایداری قبلاً فراتر از آنچه likas-kaya برای به دست آوردن آن ابداع شده بود، حرکت کرده است.
پایداری، همانطور که بیشتر ما میدانیم، اساساً یک مفهوم نگهداری است. تعریف برانتلند — برآورده کردن نیازهای فعلی بدون به خطر انداختن نسلهای آینده — از ما میخواهد که از بدتر کردن اوضاع دست برداریم. و پس از سه دهه اعمال این منطق، حکم صادقانه این است که ما هنوز هم تا حد زیادی در متوقف کردن بدتر شدن اوضاع شکست میخوریم.
مرز نوظهور در تحقیقات مدیریت پایداری درخواست سختتری دارد. بازسازی سؤال را از "چگونه از تخریب اجتناب کنیم؟" به "چگونه فعالانه بازسازی کنیم؟" تغییر میدهد. این تفاوت بین خالص صفر و خالص مثبت است. تحقیقات اخیر پایداری در حال همگرایی در مورد این ایده هستند که استراتژی کسبوکار بازساز یک تغییر پارادایم واقعی را نمایندگی میکند، نه فقط یک تغییر نام تجاری. شرکتهایی با آنچه محققان "جهتگیری بازساز" مینامند، عملیات خود را طراحی میکنند تا بیش از آنچه میگیرند پس بدهند. آنها با اکوسیستم ها، جوامع و روابط به عنوان سیستمهای زنده رفتار میکنند که باید فعالانه پرورش داده شوند نه منابعی که باید به طور کارآمد استخراج شوند.
این یک ایده سختگیرانهتر است. و معلوم میشود زبان فیلیپینی قبلاً کلمهای برای آن دارد.
Pagbabagong-buhay. به معنای واقعی کلمه، دگرگونی یا تجدید زندگی. این کلمه قبلاً در فیلیپینی در گردش است. در زمینههای مذهبی ظاهر میشود (این اصطلاح برای تولد دوباره معنوی است)، در مواد گردشگری زیست محیطی، در حمایت از حفاظت.
Pagbabagong-buhay به پایداری بازساز تمیزتر از هر نامزد دیگری نقشه برداری میشود. ممکن است به کلمات دیگری مانند panunumbalik نگاه کنیم، که به معنای بازگشت به وضعیت قبلی است. این خیلی محافظه کارانه است؛ منطق خالص مثبت را ثبت نمیکند. Pagbabago کاربردی اما عمومی است. Pagbabagong-buhay چیز متفاوتی را حمل میکند: نه صرفاً یک برگشت، بلکه بازگشت فعال سرزندگی، بازیابی شرایط برای شکوفایی دوباره زندگی. این دقیقاً همان چیزی است که تئوری کسبوکار بازساز به دنبال آن است.
اگر قرار است به کسبوکارهای فیلیپینی کمک کنیم تا داستانهای پایداری خود را بیان کنند، به زبانی نیاز داریم که واقعاً بتوانند در آن زندگی کنند. شکاف بین آنچه شرکتهای فیلیپینی واقعاً انجام میدهند و آنچه چارچوبهای جهانی تشخیص میدهند تا حدی یک مشکل اجرا است. اما همچنین یک مشکل زبانی است. و مشکلات زبانی قابل رسیدگی هستند.
برندگان جایزه RVR Siklab 2025 دو نمونه مشخص از اینکه pagbabagong-buhay در عمل چگونه به نظر میرسد ارائه میدهند. AGREA چری آتیلانو از یک تناقض واحد که او به عنوان کودک شاهد بود شروع شد: کشاورزانی که غذا برای میلیونها نفر رشد میدهند در حالی که خودشان گرسنه میمانند. پاسخ او یک افزودنی مسئولیت اجتماعی شرکتی نبود، بلکه یک منطق کاملاً متفاوت از انجام کشاورزی بود. او AGREA را حول یک مدل "اقتصاد یک جزیره" در مارینداک ساخت، که به عنوان یک سیستم صفر گرسنگی، صفر زباله، صفر ناکافی طراحی شده که در آنچه او "بومشناسی کرامت" مینامد لنگر انداخته است — جایی که سلامت خاک، معیشت کشاورز، و تعلق جامعه به عنوان یک سیستم به هم پیوسته رفتار میشوند نه مبادلات رقابتی. این پایداری در معنای نگهداری نیست؛ این بازسازی است.
سپس جوکا لاکسینا است که GOEden او مشکل متفاوت اما به همان اندازه ساختاری را برطرف میکند. کشاورزان فیلیپینی به طور منظم مجبور بودند از فروشگاههای متعدد بازدید کنند تا فقط لیستی از ورودیهای مورد نیاز را کامل کنند — یک تکهتکه شدن معاملات آف چین زنجیره تأمین که بیصدا هزینهها را افزایش میدهد، زمان را تلف میکند، و مالکان کوچک را وابسته به واسطهها نگه میدارد. GOEden یک پلتفرم تجارت الکترونیک یکپارچه ساخت که از آن زمان به نزدیک به 100،000 کشاورز در 240 شهرداری در 72 استان رسیده است، و دسترسی به محصول را با آموزش کشاورز از طریق کاروانهای فناوری جفت میکند تا دانش استفاده صحیح از ورودیها با خود ورودیها سفر کند. نه آتیلانو و نه لاکسینا کار را به زبان تئوری کسبوکار بازساز قاب میکنند. اما هر دو دقیقاً همان کاری را که آن ادبیات توصیف میکند انجام میدهند: فعالانه بازیابی شرایط برای جوامع کشاورزی تا شکوفا شوند نه صرفاً زنده بمانند.
ما کلمات را داریم. سؤال این است که آیا ما مایل به استفاده جدی از آنها هستیم. ما باید تحقیقات، سیاست و چارچوبهای گزارشدهی شرکتی را حول زبان فیلیپینی خود بسازیم نه اینکه به ترجمه تجربه خود به واژگان شخص دیگری ادامه دهیم.
اگر قرار است داستانهای پایداری واقعی فیلیپینی را بگوییم، kailangan natin magbagong-buhay. – Rappler.com
دکتر پاتریک آدریل "پچ" اچ. اور، مدیر بنیانگذار مرکز PHINMA-DLSU برای کسبوکار و جامعه و استادیار در بخش مدیریت و سازمان، کالج کسبوکار رامون وی. دل روزاریو، دانشگاه د لا سال است. patrick.aure@dlsu.edu.ph.


